بارانباران، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره

فرشته مهربون من

دومین جشن تولد 2 سالگی باران خانوووووم

  قربون قد و بالات برم   خونمون با تو پر از حرفهای قشنگه پر از دوست دایم پر از  عاشبتم مهربونم محبتت رو اصلا دریغ نمیکنی تولدت مبارک شیرینم جمعه هم از راه رسید و تو خوشحال از تولد و بادکنک و زنبورهای در و دیوار به استقبال مهمونها میرفتی و صدای ویییییزززززززززز در میووردی که خیییلی قیافت دیدنی میشد  کم کم دوستات کامل شدن و تو خوشحال مشغول بازی باهاشون بودی  البته به جز رهام که نتونست بیاد  در کل شب خوبی بود و از سال پیش خییییلی بیشتر بهمون خوش گذشت چون تو خیییلی خوشحال بودی   با اینکه دیر وقت شد و خسته شده بودی ولی بازم تا لحظه اخر کم نیاوردی و با اخرین مهمونها که دایی احمد...
25 ارديبهشت 1392

اولین جشن تولد 2 سالگی فرشته ما

  شیرینم تولدت مبارک عزیزم ما امسال هم برات 2 تا تولد گرفتیم  به دلایل مختلف از جمله زیاد بودن مهمونها و دست تنها بودنمون واسه کارها و پذیرایی روز پنجشنبه تولد رو با دوستامون جشن گرفتیم که حدود 15 نفر بودیم و شما حسابی مجلس رو گرم کردی از لحظه ورود که با ذوق و شوق به استقبالشون میرفتی و تو مهمونی هم همش لبخند به لب داشتی و از شلوغی لذت میبردی تم تولد امسالت زنبوری بود که با وجود زنبور خوشگلی مثل تو حرف نداشت کیک تولدت هم شکلاتی بود و تزئینش زنبورهای راه راه و گلهای سفید بودن  قربونت برم من که هنوزم باور ندارم خدا یکی از فرشته هاش رو به ما داده کلی برای مهمونها دلبری کردی از ب غل کردنات بگیر تا ب ...
25 ارديبهشت 1392

چهارمین سفر شمال باران

روز 10 فرورین صبح زود به راه افتادیم با دوستای خوبمون توی راه بیشترش رو خواب بودی چون از توی تختت گذاشته بودیمت توی صندلی ماشینت و اولش یه یه ربعی بیدار بودی وبعدش خوابت برد وسطای راه که واسه صبحانه توقف کردیم بیدار شدی و ما رو تو صبحانه خوردن همراهی کردی ههههه بعدش که دوباره راه افتادیم چشمهات سنگین شد و خوابیدی   نزدیکای رسیدن بودیم که بیدار شدی و من ساده دلم برات سوخت که همه راه تو صندلیت اینهمه خانوم بودی بغلت کردم و اوردمت جلو پیش خودم  همین که داشتیم وارد مجتمع میشدیم دیدم ای دل غافل شلوارم خیس و داغ شد    هههههههه بلهداده  خانوم خانوم یه جیش اساسی کردی و حسابی پوشکت پس داد به من   ...
24 ارديبهشت 1392

لباس دخملکم

فدات بشم نمیدونی چقدر برام لذت بخش بود که تو هر مرحله میخواستم بیای و  لباس رو بپوشی تا ایراداش رو تو تنت بفهمم و تو خوشحال میگفتی دانن و به ذوق دامنش میومدی ازت ممنونم که باهام همکاری کردی عزیزم این لباس رو خییییلی دوست دارم زنبور نازم بازم تولدت مبارک فرشته 2 ساله من ...
14 ارديبهشت 1392

در هم برهم

روزها همشون برام قشنگن و دلم نمیاد بدون یادگاری ازشون بگذرم پس چند تا عکس برات میزارم یه خواب شیرین لحظات خوب سرسره بازی ( یه دونه تو یه دونه من هههههه) جنبه اموزشی داشته ها باران و الاغش قربون حرص خوردنت برم  اخه اون الاغه بیچاره چه گناهی داره   فقط و فقط میتونم بگم دوستت دارم عزیزم ...
14 ارديبهشت 1392